X
تبلیغات
گیاهان دارویی و معطر

ای خدای بزرگ!به من کمک کن تا وقتی میخواهم درباره راه رفتن کسی صحبت کنم کمی با کفش های او راه بروم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 19:33  توسط معصومه کریمی  | 

این گیاه بسیار مقاوم بوده و اکثر شرایط آب و هوائی را به خوبی تحمل می کند ولی اصولاً مناطق باز و آفتابگیر با شبهای نبستاً خنک را ترجیح می دهد. نسبت به کم آبی مقاوم بوده و بسته به منطقه کشت شده بین 7 تا 15 روز یکبار در زمان گلدهی و 20 تا 30 روز یکبار در دیگر دوره های رشد آبیاری می شود. خاکهای حاصلخیز شنی- رسی دارای بافت نسبتاً خشک که هوا را به خوبی از خود عبور دهد و دارای مقادیری مواد آلی پوسیده باشد

 

کاشت نهال های آن معمولاً در اسفندماه در گودالهائی به عمق 30 تا 40 سانتی متر انجام می شود. عمده ترین روش کشت جوی و پشته با فواصل خطوط کشت حدود 4 متر و فاصله نهالهای حدود 2 متر است. عملیات هرس بیشتر برای حذف شاخه های ضعیف و کنترل بیماری ها و آفات انجام می شود و در اکثر مناطق عمل هرس فرم دهی دیده می شود. معمولاً 5 تا 6 سال بعد از کاشت درختچه های گل محمدی راکف بر می کنند تا عمل جوان سازی گیاه انجام شود.

گل محمدی از سال دوم شروع به گل دهی می کند و بیشترین محصول را در سالهای 3 و 4 دارد ولی از سال ششم گل ها ریز شده و مقدار محصول نیز کم می شود. زمان برداشت از اول اردیبهشت شروع شده و در بعضی مناطق گاهی تا آخر خرداد نیز ادامه می یابد ولی معمولاً طول دورة برداشت 20 تا 30 روز است. میانگین مقدار محصول یک درختچة گل محمدی 2 تا 5/2 کیلوگرم است.

گل محمدی از راه پاجوش ، قلمه زدن ، خوابانیدن و پیوندزدن و از طریق بذر ( برای مصارف خاص ) تکثیر می شود که در کاشان اکثراً به روش پاجوش است.

مهمترین آفات گل محمدی شته ها ( خصوصاً شتة گل سرخ ) کنه ها، شپشک ، کرم ساقه خوار و مهمترین بیماری آن سفیدک می باشد. سموم مصرفی برای کنترل آفات بیشتر گوزاتیون، مالاتیون و دیازینون و برای بیماری سفیدک سموم سولفوره می باشد.

وسایل و ابزار گلابگیری سنتی

وسایل گلاب گیری درقمصرتقریبا سنتی است وتنها تغییرا ت جزئی درجنس ابزارآن بعمل آمده است.

این ابزارعبارتند از :

1- دیگ مسین با ظرفیت حدود 120 – 150 لیتر

2- تغارسفالین كه امروزه جای خودرا به تغارمسین داده وبعنوان سرپوش دیگ بكار می رود. البته مزیت تغارسفالین این است كه عطرگل را نمی سوزاند. شاردن در كتاب خود تغارها را چوبی نوشته است كه این گفته صحت ندارد. چه، از قدیم الایام تغارسفالین بوده است؛

3- پارچ دسته دارمسین با ظرفیت حدود30 – 40 لیتركه درداخل آب سرد قرارمی گیرد تا بخارهای گل درداخل آن به مایع تبدیل شود.

4- چهارعدد نی چوبین توخالی كه دو به دو در انتها به یكدیگر متصل شده و به همدیگر راه داده شده ، رابط دیگ و پارچ می باشند. امروزه نی جای خود را به لوله های آلومینیومی داده است ؛

5- حوض آب كه كاردستگاه تبرید را انجام می دهد؛

6- دستگاه حرارتی مستقردر زیردیگ مسین كه اغلب بوسیله نفت وگازوئیل تغذیه می شود. سابق براین ازهیزم وبوته استفاده می شد كه امروزه منسوخ شده است .

نحوه عمل وتكنیك گلاب گیری سنتی

ابتدا دیگ مسین را بر اجاقی كه قبلا بدین منظوربا آجر و سیمان و یا سنگ و گل ساخته اند ، قرارمی دهند. سپس شاخه حرارتی را در زیردیگ قرارمی دهند. آن گاه به میزان انصاف تولیدكننده ، گل محمد ی تا حداكثر 30 كیلوگرم درداخل دیگ ریخته و به مقدارهشتاد لیتربه آن آب اضافه می كنند و درآن را با تغاری كه ذكر آن رفت می پوشانند و وزنه سنگینی برای كنترل فشارناشی ا زبخارروی آن می گذارند و بامقداری بتونه مخصوص كه ازتفاله گل پخته و آرد نان است، روزنه های احتمالی محل اتصال بین دیگ وتغار، مسدود می شود، تا ازهدر رفتن بخارجلوگیری شود.البته امروزبه جا ی وزنه وخمیر، ازاهرم ها وپیچ ومهره و واشر لاستیكی استفاده می شود. پارچ مسین را درآب گذاشته ، به وسیله نردبان یا جدیدا لوله های چدنی ، آن را مهارمی كنند، تا به سطح آب نیاید. پارچ به اندازه ای باید درآب قرار گیرد كه حداقل بیست سانتی مترآن از آب بیرون باشد. آنگا ه لوله های نی یا آلومینیومی را ازیك سو دردیگ و از سوی دیگردرپارچ قرارمی دهند و آن را با گلوله پنبه ای در پارچه ای پیچیده قرارمی دهند، تا آب به داخل پارچ نفوذ نكند؛ چه، آب و هرگونه ماده خارجی باعث خراب شدن گلاب می شود. حال همه چیز آماده است؛ شعله اجاق را روشن می كنند تا دیگ بجوش آید . دراین موقع گلاب و بخار آب درلوله تا زاویه پیش می روند؛ بخارگلاب به طرف پارچ پیش می رود وبه سبب سردی محیط داخلی ، به مایع گلاب تبدیل می شود. حدود 4 ساعت طول می كشد ، تا یك پارچ گلاب به ظرفیت 40 لیتر بدست آید.

گلاب را موقعی كه در شیشه می ریزند ، پس از سرد شدن مقداری روغن روی شیشه گلاب قرارمی گیرد كه عطر گل محمدی است. همچنین تفاله های موجود دردیگ گلاب كه بنگل نامیده می شود، تازه آن به مصرف دام وخشك آن برای سوخت زمستانی و كود باغ ها بكار می رود.

روش گلاب گیری قمصر كه شرح آن گذشت ، روشی است كه ازگذشته های دور و دراثر تجارب ارزشمند ساكنان به شیوه ای كاملا متفاوت ازسایر نقاط شكل گرفته است . باید توجه داشته باشیم كه اگرچه گلاب گیری درظاهر امری ساده به نظر می آید ، اما بسیارحساس ،دقیق و پر از ظرافت خاص خود است ودرصورت به كارگیری این دقایق وظرایف ، تأثیر فوق العاده ای دركیفیت محصول ، خاصه درصد اسانس آن خواهیم داشت. در روش گلاب گیری سایر نقاط لوله منتقل كننده بخار گل و آب بدون شیب بوده ودر پارچ آن نیز كاملا باز است اما در روش گلاب گیری قمصر، لوله های آلومینیومی با شیب 45 درجه به پارچ وصل می شوند ودرپارچ كاملا بسته می شود و پارچ درمحیط استخری با آب كاملا سرد قرار دارد كه این تأثیر زیادی در جلوگیری از متصاعد شد ن اسانس دارد. شیب لوله باعث تنظیم جرم حجمی مواد لازم برای تكمیل گلاب می شود؛ یعنی از عبور مواد غیر ضروری جلوگیری می كند . وجود در دیگی سفالین و پارچ سرد از تجزیه اسانس جلوگیری خواهد كرد. درمدت زمان تقطیر گلاب گیری ، شدت شعله آتش باید ملایم و یكنواخت باشد و به تعبیر بهتر ،هرچه زمان تقطیر بیشترطول بكشد و شعله كم و زیاد نشود ، محصول بهتری به دست خواهد داد. حجم آبی كه داخل دیگ ریخته می شود، نباید زیاد یا كم باشد، این میزان به نسبت حجم گل متغیر است.

باید توجه داشت كه مهم ترین مرحله تقطیردرمدت زمان اندك بعد ازجوش آمدن دیگ است كه بخش عمده ای ازمواد الكلی وفرار اسانس متصاعد خواهدشد. دراین مقطع و مقاطع بعدی بایدكاملا دقت شود تا هیچ روزنه ا ی درقسمت های مختلف دستگاه نباشد كه به شدت از كیفیت گلاب می كاهد. نهایت این كه پس از پرشدن پارچ لازم است كه مدت زمان زیادی طی شود تا پارچ و گلاب آن درجای خود سرد، و اسانس آن متمركزگردد. همچنین باید از برداشت سریع نیچه و پارچ خودداری شود.


گلاب گیری صنعتی درقمصر

شهرقمصر، دیاری كه خاستگاه و پرورشگاه عالی ترین نمونه گل ملی است ودر زمینه گلاب گیری سنتی بهترین روش گلاب گیری را درخود پرورانیده است ، درعرصه گلاب گیری صنعتی ومدرن نیزاولین نقطه ای است كه این صنعت را به خود اختصاص داده است. اگرچه ما امروزه شاهد فعالیت 12 كارگاه گلاب گیری صنعتی درشهرستان هستیم ، اما اولین كارخانه گلاب گیری ایران ومنطقه و قمصرطی سالهای 53 – 1354 با مطالعه گسترده كارشناسان بلغاری درحومه شهرقمصر(كیلومتر15 جاده قمصر- كاشان) مكان یابی گردید. كارخانه گلچكان درسال 1355 به بهره برداری رسید. این كارخانه كه درقالب یك شركت گسترده كشت وصنعت ایجاد گردید- چه در گذشته وچه دردهه اخیر– مجهزترین ومدرن ترین كارخانه گلاب گیری ایران بود كه اساسا هدف ازایجاد آن ، تولید اسانس ازگل محمدی قمصرودیگرگیاهان دارویی تعریف شده است. این شركت با برخورداری از4 دیگ صنعتی به ظرفیت 500 كیلوگرم گل درهر نوبت ، توانایی تهیه گلاب واسانس را از200 تن گل درطول سال داراست وطی دو دهه گذشته بعنوان بهترین تولیدكننده اسانس ، تأمین كننده اصلی نیازبازارهای عمده جهانی به ویژه اروپا، بوده است.


گلاب و اسانس قمصر

از دیدگاه علمی گلاب به حاصل تقطیر گل های سرخ (محمدی )(Rosa damasena – Mill ) تازه چیده شده با آب كه اسانس اضافی آن ازمحلول آبكی جدا شده است، اطلاق می گردد. در مجموع گلاب خوب بوی خوش وطعم كمی تند وتلخ دارد و از نظرظاهری ، بی رنگ ،زلال ، بدون رسوب وماده خارجی وبوی ترشیدگی و دارای بوی ویژه گل محمدی می باشد.

گلاب ازحیث درجه خلوص به چند دسته تقسیم می شوند:

گلاب سنگین(درجه یك): گلابی است كه در 100 میل لیترآن دست كم 35 میلی گرم اسانس وجود داشته باشد ویا حداقل اسانس آن كم تر از25 میلی گرم نباشد. به تعبیرمحلی گلابی است كه ازریختن 30 كیلوگرم گل مرغوب (قمصر)، واستحصال 40 لیترمحلول ازآن ، به دست می آید كه به آن گلاب 5 منی می گویند.

گلاب سبك (درجه دو): گلابی است كه د ر100 میلی لیترآن دست كم15 كیلوگرم گل واستحصال 40 لیتر محلول بدست می آید(5/2 منی). البته درقمصر بینابین این دو گلاب ، گلاب متوسطی تهیه می شود كه از ریختن 18 كیلو گرم گل و استحصال 40 لیتر محلول بدست می آید كه به آن گلاب سه منی می گویند.

به غیر از موارد مذكور، می توان از انواع خاص گلاب باكیفیت های مختلفی كه با مقیاسی محدود در قمصر گرفته می شود، نیزنام برد.از آن جمله

گلاب دو آتشه : چنانچه پس ا زیكبار تقطیر و گلاب گیری دوباره به جای ریختن آب روی گل های دیگ ، گلاب به دست آمده قبلی رابریزیم ؛ یعنی گلاب مجددا با گل تازه تقطیر شود. به گلابی كه ازاین تقطیر به دست آید، گلاب دو آتشه گویند.

گلاب سه آتشه (سه گل ): چنان چه عمل گلاب گیری را برای بارسوم تكرار كنیم ، یعنی گلاب دو آتشه را دوباره با گل تازه تقطیر كنیم؛ به آن گلاب سه آتشه می گویند. این دو نو ع گلاب بسیار كم تولید می شود واز حیث كیفیت و میزان اسانس بی نظیراست؛ چه ، ادامه این روندمنجر به اسانس گیری می شود. در گذشته درقمصر به این روش سنتی ، اسانس گیری می شده است.

گلاب پس آب : درصورتی كه بعد ازعمل تقطیر دوباره به تفاله های دیگ ، آب اضافه كنیم و ازتفاله های گل مجدا تقطیر صورت پذیرد، گلاب به دست آمده را كه از كیفیت نازلی برخودار است پس آب گویند.

گلاب زیرعطری: گلابی كه با پارچ مخصوص تهیه می شود و برای تولید آن به جای گرفتن مثلا40 لیتر گلاب ا ز30 كیلوگرم گل ، درحقیقت 7 لیتر گلاب گرفته می شود وبیش تر گرفتن عطر آن مطمع نظر است و بعد از آنكه عطر از پارچ خارج شود به گلاب زیرعطر ، گلاب زیرعطری می گویند.

اسانس گل قمصر

آن چه درباره قمصر و كیفیت گل محمدی آن می دانیم ، بیش ترمحدود به كیفیت گلاب ناب است ؛ در صورتی كه اساسی ترین تركیبی كه موجب اشتهار این محصول شده است. میزان فوق العاده اسانس گل قمصر است. البته دراین جا شایان ذكراست كه اسانس با عطر تفاوت دارد: بدین معنا كه عطر بخش پارافینی اسانس می باشد. دراین خصوص به نقل از متخصصان این امرآمده است: " درسالهای 52- 1354 خورشیدی كارشناسان بلغاری كه روی گل سرخ محمدی بررسی می كردند، دریافتند كه گل سرخ محمدی قمصردر سنجش با نمونه های هم گون دردیگرنقاط كشورمان ا ز كیفیت چشم گیر و برتر برخوردار است. از همین رو صنایع پیشرفته عطرسازی جها ن ، به ویژه كشورهای اروپایی – كه ا ز فناوری های گسترده و بالایی برای تبدیل آن به فرآورده عطر بهره مندند – به كاربرد اسا نس عطر گل محمد ی قمصر روی آوردند؛ به گونه ای كه همه ساله مقدار زیادی اسا نس تولیدی به وسیله كشورهای اروپایی از ایران خریداری می شود. این زمینه ( كیفیت اسانس قمصر) سبب گشته تاعطر و گلاب قمصر از دیربازهما نند فرآورده نامی ماندگار بماند."

بااین مقدمه ابتدا جهت شناخت دقیق اسانس قمصر، كلیاتی درخصوص مفهوم ، ماهیت و استانداردهای اسانس – براساس موازین مؤسسه استاندارد وتحقیقاتی صنعتی ایران- آورده می شود.

تعریف : اسانس طبیعی گل سرخ محمدی از تقطیر گل های سرخ محمدی (رزاداماسنا) ازتیره گل سرخیان باآب به دست می آید وماده ای روغنی وفرار است.

ویژگی های فیزیكی : به صورت مایع كم و بیش متبلور با رنگ زرد روشن یا زرد مایل به سبز، دارای بو طمع ویژه گل سرخ محمدی و با نقطه انجماد 19 درجه سانتی گراداست.

اسانس اساسا دارای 2 بخش جامد ومایع است:

a. بخش جامد آن كه استئارپتن (Stearoptene ) نام دارد، بدون بو است و درگرمای 33 درجه سانتی گراد ذوب می شود.

b. بخش مایع آن كه دارای بوی قوی و تندی به نام اولئوپتن (oleoptene ) است كه درساختارآن 40 تا75 درصد ژرانیول (Geraniol ) و20 تا 40 درصد سیترونلول (citronellol ) وجود دارد.

درمجموع براساس الگوی مؤسسه استاندارد ایران و طبق نمودار " كروماتوگرافی " ، مواد عمده اسانس استاندارد برحسب درصدعبارت است از:

سیترونلول 30% ، نرول 5/0% ، ژرانیول 5/0 % وفنیل اتیل الكل 5/1 %

ازمواد مذكور وحتی دیگرعناصراسانس ، بهترین الكل و ماده ای كه باعث خوشبویی آن می شود " نرول " می باشد. در مجموع گلاب استاندارد گلابی است كه در100 میلی لیترآن 35 میلی گرم اسانس موجود باشد و ازدیدگاه دیگرطبق الگوی مؤسسه استاندارد ، بهترین گل ، گلی است كه ازهر یك تن آن 250 گرم اسانس حاصل شود. باتوجه به قالب های فوق ، چه براساس تحقیقات كارشناسان بلغاری و چه بر اساس تجربیات مكرركارخانه ها ی اسانس گیری ، درحال حاضرازهرتن گل قمصر 250 گرم اسانس تولید می شود. حتی دروضعیتی كه دقت و توجه بیش تری اعمال شود، می توان ا ز850 كیلو گرم گل قمصر، 250 گرم اسانس به دست آورد . همچنین طبق نمودارهای " كروماتوگرافی " تهیه شده در سال 80 درایران ، ازحیث میزان تركیبات مختلف ، گلاب قمصر كاملا با الگوی استاندارد آن برابری می كند.

نكته مهم این كه ارقام با هیچ نقطه دیگری قابل مقایسه نیست؛ به نحوی كه طبق مشخصات منابع مذكور ، اسانس موجود در گل كامو 27 ، درگل نیاسر 22 و در گل سده 18 میلی گرم در100 میلی لیتر است. كه قابل مقایسه بااسانس 35 میلی گرم در100 میلی لیتر گلاب قمصر نیست.


كاربردهای گل محمدی ، گلاب واسانس

گل برگ گل محمدی به علت داشتن مقداری تانن ، اسید گالیك ، اسانس ، موادچرب ومواد رنگی ونیز داشتن اسیدآسكوربیك (ویتامین c ) درمیوه آن ، غیرازكاربرد آن در تقطیرو تهیه گلاب و اسانس كه همگی ازفراوده های پایه ای و مهم هستند ازگل برگهای آن برای تهیه مربا استفاده می كنند.

از گذشته دور، در پزشكی سنتی این گل همانند دارویی گیاهی برای درمان بیماری های مختلف ازجمله اسهال مزمن ، دردهای رماتیسمی ، ناهنجاری های خونی وگلودرد كاربرد داشته است. میوه گل محمدی دارای 5/0 تا 7/1 درصد ویتامین " ث" است كه این مقدار ویتامین " ث" به منشأ گیاه ، محل كشت ، اقلیم منطقه ، زمان جمع آوری و طریقه خشك كردن بستگی دارد. همچنین گل برگ های گل سرخ به سبب داشتن تانن ، قابض است و آن را به عنوان داروی قابض به كار می برند. بخشی كه درتهیه گلاب و اسانس كاربرد دارد، همان گل برگ های گل محمدی است. دم كرده گل محمدی ، قلیایی ا ست كه خون را آرام نموده ، نفخ و تشنج های شكم را مداوا می كند. هم چنین دم كرده گل برگ ها در زدودن غم و اندوه ، تپش قلب و كم خوابی ونیز در رفع اسهال معمولی وخونی ، دل بهم خوردگی والتهاب مؤثر است. درگذشته ، گلاب در پزشكی سنتی ایران برای درمان دردهای رماتیمسی قلبی ، تقویت اعصاب ، معده ، رفع پاره ای از سردردها ، دل بهم خوردگی ، بی هوشی و ... كاربرد فراوانی داشته است. هم چنین از آن در پخت انوا ع شیرینی ها ، بستنی ، پختن غذا وتهیه شربت استفاده می كردند. بیش ترین كاربرد گلاب درایران ، درآ یین های دینی، زیارتگاه ها ومكان های متبرك ، آیین های سوگواری و... بود ه ونیز درجشن ها و مناسبت های گوناگون دیگر است.

كاربرد اسانس

ازنظر دارویی اثر تحریكی ملایم روی مخاط دهان ودستگاه گوارش دارد. مصرف اسانس ها بعدازغذا به عنوان داروی ضد نفخ و برای برطرف كردن نفخ روده ای وهمچنین برای جلو گیری ازعوارض حاصل از خوردن مسهل مفید است. هم چنین به عنوان بخور درناراحتی های تنفسی نیز كاربرد دارد. اسانس ها باعث ایجاد تحریك و التهاب روی پوست می شود؛ بدین سبب در آرام كردن دردهای عصبی ورماتیسمی به كاربرده می شود. هم چنین اسانس ها درمعطركردن داروها وغذاها نیزاستفاده می شود. از سویی دیگر، مصرف بیش ا زحد اسانس باعث تهوع،اسهال وتحریك دستگاه گوارش و دستگاه ادراری می گردد. هم چنین ممكن است باعث مسمومیت وتشدید بیماری های تنفسی شود ویا باعث تشنج گردد.

گلاب آب مقطر گل گلاب مى باشد. طبق مدارك موجود كه از منابع اروپایى در دست است ، نخستین ملتى كه مبتكر گرفتن گلاب بوده و اصولا قرع و انبیق را اختراع كرد و عمل تقطیر مایعات و اسانس كشى را معمول داشت ، ملت ایران است. حكماى قدیم یونان از صنعت گلابكشى و تقطیر مایعات اطلاعى نداشتند، و تنها از عصاره مایع گلبرگهاى گل سرخ و جوشانده آن در روغن استفاده مى نموند و چون سهم اعظم علوم شیمیایى امروز وابسته به تقطیر است، به همین جهت ایرانیان سهم بزرگى در راه پیشرفت این علم دارند و جابر بن حیان صوفى را به حق پدر شیمى لقب داده اند.

گلاب از تقطیر آبى كه گلبرگهاى گل را در آن خیس كرده باشند به دست مى آید. گلاب با صفرا و بلغم هر دو مى جنگد ، مقوى دماغ و دهانه معده هست ، اگر گلاب را نیم گرم دم كرده بنوشید بهترین درمان براى خونریزى سینه و گلو هست ، و سینه را نرم مى كند . عوارض نزله را از بین مى برد و درد معده و روده و دل پیچه را معالجه مى نماید ، نوشیدن سرد گلاب آتش دل را از بین مى برد و بدن را تقویت مى كند. بوئیدن گلاب براى تقویت قلب و رفع غشى و بیهوشى و تقویت دماغ و حواس باطنى سود فراوان دارد. براى معالجه اشخاص گرمازده بهترین راه خورانیدن گلاب همراه با یخ است، بقدرى كه تولید قى نموده صفرا را خارج نماید. نوشیدن و بوئیدن گلاب مسكن درد سر مى باشد، مخصوصا سر دردى كه در اثر استنشاق هواى كثیف و شنیدن جار و جنجال باشد.

 

سایر خواص درمانی گلاب :

- با توجه به اثرات قابض اسانس رز، گلاب برای زنانی که دچار کاهش میل جنسی هستند مناسب است. استفاده از این خاصیت در قدیم توسط رومیان بسیار متداول بوده است.

- به دلیل داشتن خاصیت ضد عفونی کننده و ضدمیکروبی، برای شست¬وشوی چشم مناسب است؛ البته گلابی که بدین منظور استفاده می شود، باید عاری از آلودگی ها و به اصطلاح استریل باشد. برای رفع خستگی و درد چشم نیز می توانید مقداری گلاب به پشت پلک های خود بمالید.

با توجه به گران بودن اسانس رز، متأسفانه بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی، حاوی اسانس مصنوعی رز هستند که خواص اسانس طبیعی را ندارند. همچنین اسانس های طبیعی که از گونه های متفرقه و غیراصلی رز تهیه می شوند نیز ممکن است خواص نام برده را نداشته یا به طور ضعیف دارای این خواص باشند.

 

- گلاب برای بیماری های گوارشی مانند نفخ، دل به هم خوردگی و اسهال مزمن مفید است.

- گلاب در رفع دردهای روماتیسمی نیز موثر است.

- از بُخور آن می توان برای درمان گلودرد و بیماری های تنفسی استفاده نمود.

- گلاب ، قلب و معده را تقویت می کند، اضطراب را از دل دور می کند.

براى معالجه اشخاص گرمازده، بهترین راه خورانیدن گلاب همراه با مقداری یخ است، به قدرى كه تولید قى نموده و صفرا را خارج نماید.

- گلاب بهترین نوشیدنی برای کسانی است که دچار خونریزی سینه و گلو هستند.

- گلاب ناراحتی سینه را از بین می برد و از ابتلا به بیهوشی جلوگیری می کند.

- نوشیدن گلاب خنک، گرمی درون را از بین مى برد و بدن را تقویت مى كند.

- بوییدن گلاب براى تقویت قلب و رفع بیهوشى و تقویت حواس باطنى مفید است.

- براى معالجه اشخاص گرمازده، بهترین راه خورانیدن گلاب همراه با مقداری یخ است، به قدرى كه تولید قى نموده و صفرا را خارج نماید.

- نوشیدن و بوییدن «گلاب» سردرد را برطرف می کند، مخصوصا سردردى كه در اثر استنشاق هواى آلوده یا شنیدن سر و صدا باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 9:31  توسط معصومه کریمی  | 

10 درمان خانگی برای 10 بیماری

به داروخانه‌ی مادربزرگ‌ها خوش آمدید!


هیچ وقت داروهای تجویزی مادربزرگ‌ها را دست کم نگیرید! برخی از این داروها تأثیر بسیار خوبی روی دردهای روزمره از قبیل بی‌خوابی، روماتیسم، زکام، سوختگی یا تب دارند، آن هم به شیوه‌ای کاملاً طبیعی و بدون این که سلامتی‌تان را به خطر بیندازند.


ریحان

ریحان برای رفع آفت‌ها

آفت‌ها، این زخم‌های کوچک دهانی، زندگی را به کام انسان تلخ می‌کنند. گاهی پیش می‌آید که به مدت 1 هفته یا بیشتر باعث درد و عذاب شوند.

اما با وجود این، گیاهی مثل ریحان این مشکلات را پایان می‌دهد.

می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که ریحان خواص ضدعفونی کنندگی و ضدالتهابی دارد. این گیاه به نابودی میکروب‌های دهان کمک کرده و زخم‌ها را تسکین می‌دهد. نتایج پژوهشی که در سال 2007 در روزنامه‌ی Herbal Pharmacotherapy به چاپ رسید، حاکی از آن است که ریحان خواص ضدباکتریایی دارد.

طریقه‌ی مصرف: کافی است چند برگ ریحان خام را بجویید یا این که 100 گرم ریحان را با یک لیتر آب به مدت 30 دقیقه بجوشانید وبا این جوشانده غرغره کنید و روزانه چندین بار این کار را تکرار کنید تا آفت‌ها به طور کامل برطرف شود.

زغال اخته

زغال اخته برای مقابله با عفونت‌های دستگاه ادراری

صدها سال است که از این گیاه برای درمان عفونت‌های مجاری ادرار استفاده می‌شود.

آب زغال اخته چسبندگی باکتری‌های پاتوژن (E.coli) به مخاط دستگاه ادراری را (به ویژه در زنانی که از بیماری‌های عفونی مزمن رنج می‌برند) کاهش می‌دهد. یک پژوهش کانادایی که در سال 2002 روی 150 زن انجام گرفت نشان می‌دهد که یک سال استفاده از این گیاه بیماری‌های عفونی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

میزان مصرف: برای بهره مندی از خواص این گیاه باید روزانه 500 میلی‌گرم آب زغال‌اخته غلیظ نوشیده شود.

شوید

شوید برای حالت تهوع

در طول قرن‌های متمادی از شوید در ترکیب غذاهای هضم کننده استفاده می‌کرده اند. دانه‌های شوید روی عضلات لیز روده اثر گذاشته و مانع از اسپاسم روده‌ای می‌شود. این گیاه همچنین حاوی پتاسیم است که باعث تحریک عملکرد دفع می‌شود.

طریقه‌ی مصرف: برای تهیه‌ی جوشانده‌ی شوید برای هر فنجان آب جوش دو قاشق چای‌خوری تخم شوید بریزید و بگذارید به مدت 10 دقیقه دم بکشد. روزانه 3 فنجان بیشتر از این دم کرده ننوشید.

شوید خاصیت مدری بالایی دارد. همچنین می‌توانید چند دانه‌ی شوید را بجویید تا حالت تهوع‌تان برطرف شود.

گل گاوزبان

گل گاوزبان تب را کاهش می‌دهد

گیاه گل‌گاو‌زبان تب‌بر بسیار موثری محسوب می‌شود. این گیاه دارای خواص عرق‌زایی و ضدالتهابی نیز می‌باشد و در صورت بروز تب، به وسیله‌ی تعریق، دمای بدن را تنظیم می‌کند.

میزان مصرف: 25 گرم گل گاوزبان را در یک لیتر آب به مدت 2 دقیقه بجوشانید و سپس اجازه دهید به مدت 20 دقیقه دم بکشد. محلول را صاف کرده و میل کنید. شما می‌توانید روزانه 3 الی 4 بار، یک فنجان از این دم کرده میل کنید.

چنانچه تب بیش از 48 ساعت به طول بینجامد یا علائم دیگری از قبیل سرفه یا استفراغ به همراه داشته باشد حتماً به پزشک مراجعه کنید.

عسل

برای سوختگی زود به سراغ عسل بروید

علاوه بر این‌که عسل خواص ضدعفونی کنندگی دارد در درمان سوختگی نیز موثر عمل می‌کند. می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که عسل خواص نرم کنندگی دارد. به عبارت دیگر پوست سوخته را تسکین داده و نرم می‌کند. همچنین باعث ترمیم جای زخم می‌شود. یک پژوهش نیوزلندی که در سال 2008 انجام گرفته ثابت کرده است که عسل بهبودی سوختگی‌های سطحی را تسریع می‌بخشد.

طریقه مصرف: به مدت چند دقیقه جای سوختگی را زیر آب سرد بگیرید و عسل را روی ناحیه‌ی دردناک بمالید و سپس پانسمان کنید. اگر سوختگی شدید و همراه تاول‌های زیادی باشد یا روی نقاط حساس بدن مثل صورت، دست‌ها و دستگاه تناسلی رخ دهد بدون معطلی به پزشک مراجعه کنید.

آووکادو

آواکادو پوست را مرطوب می‌کند

آب و هوای خشک، باد و صابون پوست را خشک می‌کنند. در مقابل این قبیل آسیب‌ها، مصرف میوه و سبزیجات می‌تواند کار ساز باشد. علاوه بر این، گیاه آواکادو تأثیر زیادی روی زیبایی و لطافت پوست بر جای می‌گذارد. می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که آواکادو سرشار از اسیدهای چربی است که پوست را تغذیه می‌کند.

همچنین این گیاه حاوی آنتی اکسیدان‌هایی است که به بدن کمک می‌کند تا با پیری پوست مقابله کند و مس موجود در آن برای احیای بافت‌های پوستی مفید است.

اکالیپتوس

اکالیپتوس برطرف کننده‌ی زکام

اکالیپتوس، زکام ویروسی و نه آلرژیک را تسکین می‌دهد. به خاطر این که در یکی از ترکیبات این گیاه ماده‌ای به نام اوکالیپتول وجود دارد که دارای خواص ضدالتهابی و ضدعفونی کنندگی می‌باشد. همچنین اکالیپتوس باعث روان شدن ترشحات می‌شود.

طریقه‌ی مصرف: 50 گرم گیاه اکالیپتوس را داخل یک لیتر آب جوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید. روزانه 2 مرتبه از این جوشانده میل کنید. همچنین می‌توانید با این محلول بخور دهید.

اگر زکام بیش از 2 هفته به طول بینجامد و یا همراه با تب باشد باید به پزشک مراجعه شود. توجه داشته باشید که اکالیپتوس برای کودکان زیر 6 ماه و زنان باردار یا شیرده توصیه نمی‌شود.

زیرفون

برای بی‌خوابی، جوشانده‌ی زیرفون کارساز است!

اگر بی‌خوابی دارید یا از اختلالات خواب رنج می‌برید و می‌خواهید شب آرامی بگذرانید یک فنجان جوشانده‌ی زیرفون یا تیول می‌تواند کارساز باشد. گل‌های درخت زیرفون مرکب از الکل‌های ترپنیک و ترکیبات آلی هستند و این ترکیبات مسکن و آرام بخش سیستم عصبی مرکزی‌اند.

طریقه‌ی مصرف: مقداری گل زیرفون را به مدت 5 دقیقه در آب جوش دم کنید و تا زمانی که بی‌خوابی‌تان رفع نشده باشد قبل از شام و قبل از رفتن به رختخواب یک فنجان از این جوشانده میل کنید.

جودوسر

جو دو سر؛ تسکین دهنده‌ی روماتیسم

جو دو سر به تسکین روماتیسم، این بیماری دردناک مفاصل کمک می‌کند. می‌پرسید چرا؟ به خاطر اینکه جو دو سر دارای سیلیسیوم گیاهی و پلی‌فنل‌هایی است که خواص ضد التهابی دارند.

بر اساس نتایج پژوهش‌های متعدد، جوی دو سر از تولید هورمون‌های پروستاگلندین که باعث ایجاد التهاب می‌شوند پیشگیری به عمل می‌آورد.

طریقه مصرف: هر روز تا بهبود علائم بیماری، 150 گرم جو دو سر را با 3 لیتر آب به مدت 1 ساعت بخیسانید. سپس به مدت 10 دقیقه بجوشانید و بعد از صاف کردن محلول، آن‌را به وان حمام بریزید که با آن حمام کنید.

درخت انجیر؛ خداحافظ زگیل

وجود زگیل روی پوست واقعاً عذاب آور است. آن‌ها بی وقفه زیاد و تکثیر می‌شوند اما درخت انجیر کمک می‌کند تا از شرشان خلاص شوید.

شیره‌ی درخت انجیر حاوی آنزیم‌های نابود کننده زگیل‌هاست.

طریقه‌ی مصرف: برگ‌های انجیر را نصف کرده و شیره‌ی آن‌را روی زگیل‌ها بمالید. تا محو شدن کامل آن‌ها هر صبح و شب این کار را تکرار کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 9:58  توسط معصومه کریمی  | 

گیاهان دارویی انرژی زا

تعریف کلمه ی «انرژی» سخت است و حتی محققان مشهور درباره ی تعریف دقیق و صحیح آن اختلاف نظر دارند. اما تنها مسئله واضح این است که ما برای زنده ماندن، به انرژی نیاز داریم.

یک روش مقبول برای افزایش انرژی طبیعی بدن، استفاده از گیاهان دارویی است که بیشتر برای مصارف پزشکی و آشپزی، پرورش داده می‏شوند. آنها باعث حفظ گردش خون در بدن و عملکرد صحیح مغز می‏شوند.

گیاهان دارویی مشخص مانند جینسینگ و جینگو بیلوبا در افزایش انرژی بدن موثرند.

فلفل

 

طی مراحل زیر، اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب خواهید کرد:

 

1- فلفل قرمز تند، باعث بهبود گردش خون در بدن می شود. همچنین تاثیر سایر گیاهان دارویی را در تقویت دستگاه گردش خون، افزایش می‏دهد. فلفل قرمز، میزان انرژی بدن را سریع‏تر افزایش می‏دهد.

 

 

جینگو بیلوبا

 

2- گیاه دارویی جینگو بیلوبا (ginkgo biloba) ، جریان خون را به سمت مغز افزایش می‏دهد. همچنین میزان افسردگی را کم می‏کند. برای کسب بهترین نتیجه باید حداقل به مدت 2 هفته، هر روز از جینگو بیلوبا استفاده کنید.

 

 

آب بشقابی

 

 

3- گیاه دارویی آب بشقابی (gotu kola)، سیستم عصبی مرکزی را تحریک می‏کند. همچنین با کاهش میزان افسردگی و خستگی باعث افزایش توان بدنی می شود.

 

 

جینسینگ

 

 

4- گیاه دارویی جینسینگ (ginseng) با تقویت سیستم ایمنی بدن و دفع عفونت‏ها و بیماری‏ها، باعث افزایش انرژی بدن می‏شود. پس سعی کنید هر روز مقداری از آن استفاده کنید.

 

5- یک لیست از گیاهان دارویی و اثرات درمانی آنها را تهیه کنید (از طریق کتب یا اینترنت و...) تا گیاهان افزایش دهنده‏ای انرژی بدن را بشناسید.

تذکرات:

* اگر دچار خستگی و کمبود توان و انرژی شدید، به خاطر داشته باشید که این، علامت یک اختلال در بدن است، نه خود اختلال. لذا قبل از درمان، باید با یک پزشک مشورت کنید تا علت دقیق کمبود انرژی خود را دریابید.

 

* داروهای گیاهی می‏توانند میزان انرژی و توان بدن شما را افزایش دهند، ولی این نوع درمان‏ها، هنگامی که سلامت و زندگی شخص را به خطر می‏اندازند، نباید استفاده شوند. اگر دچار سرگیجه، سردرد، عدم هوشیاری، درد قفسه سینه و هذیان گویی شدید، فوراً با یک پزشک تماس بگیرید و یا به نزدیک‏ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

 

* بیماران قلبی، افراد مبتلا به فشار خون بالا و افت ناگهانی قند خون نباید از گیاه دارویی جینسینگ استفاده کنند، یزرا وضعیت بیماری آنها را بدترمی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 10:32  توسط معصومه کریمی  | 

درمان لک ‌های پوستی با شیرین بیان

ماسک شیرین بیان

از عصاره گیاه شیرین بیان برای درمان لک‌ های پوست استفاده می ‌شود، تحقیقات در این زمینه، نتایج رضایت ‌بخشی را ارایه داده است و می ‌توان از مزایای طبیعی این گیاه پرفایده بهره برد. آیا واقعا چنین نتایج درمانی از این گیاه انتظار می‌ رود؟

 

شاید بهتر باشد این ‌طور بگویم که بی ‌خطرترین عامل روشن‌ کننده رنگدانه که دارای کمترین ملانوم است، عصاره شیرین ‌بیان است که در ترکیبات زیبایی به عنوان شفاف ‌کننده ی پوست به کار می‌ رود و می ‌تواند در ترکیبات کرم‌ های آرایشی صورت به کار رود.

به علاوه عصاره شیرین‌ بیان از لحاظ تئوری به عنوان یک مشتق ضدالتهاب موضعی مطرح است که می ‌تواند در کاهش قرمزی پوست و تیرگی پس از التهاب، کاربرد داشته باشد.

ماده فعال شناخته شده در شیرین بیان، فلاونوئید است که می‌ تواند با پراکنده کردن ملانین، موجب روشن شدن پوست شود.

دوز مورد استفاده، یک گرم در روز برای چهارهفته است تا اثر بالینی آن ظاهر شود. عصاره شیرین‌ بیان هنوز در شمال آمریکا در دسترس نیست ولی در بخش‌هایی از جهان به خصوص در مصر استفاده می ‌شود.

ریشه شیرین بیان

ماده اصلی هیدروفوبیک آن که در اثر گرفتن عصاره شیرین ‌بیان به دست می ‌آید، گلابریدین است که روی پوست موثر می‌ باشد.

 

خلاصه این که آثار درمانی شیرین‌بیان از دیرباز شناخته شده بوده و از آن برای درمان انواع سرفه‌ها و به عنوان داروی مسکن در پوست استفاده می ‌کردند.

مردم حتی برای درمان اسپاسم و تورم مفاصل و به عنوان ماده‌ای ملین از آن بهره می‌ گرفتند.

 

از عصاره ریشه ی شیرین ‌بیان هم، به عنوان سد مقاوم در برابر برخی ویروس‌ها مثل هرپس و  هپاتیت A و یا در برابر عفونت کاندیدا استفاده می ‌شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 10:24  توسط معصومه کریمی  | 

روابط آب و خاک و گياه

يک گياه علفى سريع‌الرشد عمدتاً از آب تشکيل شده است. محتوى آب گياه بين ۷۰ تا ۹۰% مى‌باشد که بسته به سن گياه، گونه گياه، بافت موردنظر و محيط، متفاوت است. آب براى بسيارى از فعاليت‌هاى گياهى لازم است:

۱. حلال بوده و محيطى مناسب براى واکنش‌هاى شيميائى فراهم مى‌نمايد.

۲. محيطى مناسب براى انتقال مواد آلى و معدنى مى‌باشد.

۳. موجب تورم سلول‌هاى گياهى مى‌شود. آماس باعث بزرگ شدن سلول، ساختار گياه و شکل‌گيرى آن مى‌گردد.

۴. باعث آبگيرى (Hydration)، خنثى‌سازى (Neutralization)، بار الکتريکى روى مولکول‌هاى کلوئيدى مى‌شود. در مورد آنزيم‌ها، آبگيرى موجب حفظ ساختمان آنزيم و تسهيل فعاليت‌هاى کاتاليزورى آن مى‌گردد.

۵. ماده خام فتوسنتزى فرآيندهاى هيدرولتيکى و ساير واکنش‌هاى گياهى را تشکيل دهد.

۶. تبخير آب تعرق موجب خنک شدن گياه مى‌گردد.

در شرايط مزرعه، ريشه‌ها در خاک نسبتاً مرطوب نفوذ مى‌کنند، درحالى‌که ساقه و برگ‌ها در محيط نسبتاً خشک رشد مى‌نمايند. اين امر موجب جريان مستمر آب از طريق خاک به داخل گياه و به اتمسفر مى‌گردد که در جهت کاهش انرژى پتانسيل صورت مى‌گيرد. مقدار آبى که روزانه از اين طريق جريان مى‌يابد حدود ۱ تا ۱۰ برابر مقدارى است که بافت گياهى در خود نگه داشته و ۱۰ تا ۱۰۰ برابر مقدار آبى است که براى توسعهٔ سلول‌هاى جديد مصرف مى‌شود و ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ برابر مقدار آبى است که در فتوسنتز به مصرف مى‌رسد. بنابراين در اولين مرحله، آب از طريق خاک به برگ حرکت مى‌کند تا مقدار آبى که از طريق تعرق از دست رفته را جبران نمايد.

به‌خاطر تقاضاى شديد و همچنين به‌علت اهميت آب، گياه به يک منبع آب مستمر براى رشد و نمو خود نياز دارد، هر وقت که آب محدود مى‌گردد رشد نيز کاهش مى‌يابد و معمولاً عملکرد هم کاهش مى‌يابد. مقدار کاهش عملکرد متأثر از ژنوتيپ، شدت کمبود آب و مرحلهٔ نمو گياه مى‌باشد.

پتانسيل آب

سیستمی که ماهیت آب و حرکت آن را در خاک و گیاه بیان می‌کند بر مبناء روابط انرژی پتانسیل استوار است. وقتی که آب از یک منطقه دارای انرژی پتانسیل زیاد به یک منطقه دارای انرژی پتانسیل کم حرکت می‌کند ، این آب دارای توان انجام کار است. انرژی پتانسیل یک سیستم آبکی (Aqueos) ، در مقایسه با انرژی پتانسیل آب خالص قیاس می‌شود. چون آب در گیاه و در خاک معمولاً به‌علت دارا بودن مواد محلول (Solutes) ، از نظر شیمیائی خالص نیست و از نظر فیزیکی به‌علت کشش‌های قطبی ، نیروی ثقل ، و فشار ، انرژی پتانسیل آن کمتر از آب خالص می‌باشد انرژی پتانسیل آب در گیاه و خاک را پتانسیل آب می‌نامند که با حروف یونانی سای (ψw) نشان داده می‌شود و به‌صورت نیرو بر واحد سطح بیان می‌شود. واحد اندازه‌گیری آن معمولاً بار یا پاسکال (Pa) ، می‌باشد. یک‌بار مساوی ۱۰ به توان ۵ پاسکال یا ۱۰ به توان ۶ دین بر سانتی‌متر مربع یا ۹۹/۰ اتمسفر و یا ۱۰ به توان ۲ ژول بر کیلوگرم می‌باشد. آب خالص دارای پتانسیل آب صفر بار می‌باشد. پتانسیل آب در خاک و گیاه معمولاً کمتر از صفر بار می‌باشد. یعنی مقدار آن منفی است. هر چقدر این مقدار بیشتر منفی باشد پتانسیل آن کمتر است:

پتانسيل آب گياه و خاک حاصل جمع چند پتانسيل به شرح زير مى‌باشد:

ψw = ψm + ψs + ψp + ψz

=ψm  پتانسيل ماتريک (Matrix potential)، نيروئى که توسط آن، آب به گياه يا سطح ذرات خاک چسبيده است به‌وسيله نيروى جذب سطحى Adsorption، يا شعريه‌اى Capillarity)، اين جاذبه‌ها فقط از طريق اعمال نيروى ديگرى مى‌توان خنثى کرد. بنابراين مقدار آن همواره منفى است.

=ψs  پتانسيل مواد محلول پتانسيل اسمزي. انرژى پتانسيل آب است که تحت تأثير غلظت مواد حل شده قرار مى‌گيرد. مواد حل شده انرژى پتانسيل آب را کاهش مى‌دهند و در نتيجه محلول داراى پتانسيل منفى مى‌گردد.

=ψp  پتانسيل فشارى فشار آماس Turgor pressurer نيروئى که توسط فشار هيدرواستاتيکى حاصل مى‌شود. از آنجائى که اين نيرو توسط آب به گياه وارد مى‌شود بنابراين داراى مقدار مثبت مى‌‌باشد. معمولاً اين پتانسيل در خاک اهميت کمى دارد ولى در سلول‌هاى گياهى داراى اهميت زيادى است.

=ψz  پتانسيل ثقلى که هميشه در گياهان وجود داشته ليکن در مقايسه با ۳ پتانسيل ديگر در گياهان کوتاه‌ قامت، داراى اهميت ناچيزى است. در درختان بلند پتانسيل ثقلى داراى اهميت است.

آب قابل استفادهٔ خاک

ريشه گياهان در خاک مرطوب رشد مى‌نمايند و آب را تا زمانى‌که پتانسيل آب خاک به يک حد بحرانى برسد از خاک مى‌گيرند. آبى که از خاک مى‌تواند از طريق ريشه گياهان خارج گردد به‌نام آب قابل استفاده يا آب در دسترس ناميده شده است که عبارت است از تفاوت محتوى آب ظرفيت مزرعه آبى که على‌رغم نيروى ثقل در خاک نگهدارى مى‌شود و درصد پژمردگى دائمى درصد رطوبت خاک که در آن گياه پژمرده مى‌شود و در اتمسفر داراى ۱۰۰% رطوبت نسبى هم شاداب نمى‌گردد.

رطوبت قابل استفاده خاک متأثر از خواص کلوئيدى خاک مثل سطح ويژه ذارت خاک مى‌باشد. يک خاک رسى لومى حدود %۲۰ وزن خود آب قابل استفاده دارد. درحالى‌که يک خاک داراى بافت سبک‌تر مانند يک خاک شنى ريز حدود ۷% وزن خود آب قابل استفاده دارد. براساس واحد حجمي، در ظرفيت مزرعه خاک داراى بافت رسى لومى حدود ۱۷ سانتى‌متر آب قابل استفاده در هر متر عمق خاک داشته در حالى‌که يک خاک داراى بافت شنى ريز کمتر از ۸ سانتى‌متر آب در هر متر عمق خاک نگهدارى مى‌نمايد. در ظرفيت مزرعه خاک داراى بافت ريز حدود ۲۵ سانتى‌متر آب را براى گياهى که ريشه آن در عمق ۱/۵ مترى نفوذ نموده است تأمين مى‌نمايد.

پتانسيل آب خاک (ψsiol) در خاک‌هاى زراعي، در درجه اول تحت تأثير پتانسيل ماتريک و در درجهٔ دوم، تحت تأثير پتانسيل اسمزى قرار مى‌گيرد. پتانسيل آب خاک را مى‌توان با ظرفيت مزرعه و درصد پژمردگى دائمى مرتبط دانست. در ظرفيت مزرعه پتانسيل آب خاک حدود ۱/۰-تا ۳/۰- بار مى‌باشد. درصد پژمردگى دائمى در گونه‌هاى گياهان زراعى متفاوت است ۱۵- تا ۵۰- بار ولى غالباً به‌طور انتخابى آن را حدود ۱۵ بار فرض مى‌کنند. پتانسيل آب در نقطه پژمردگى دائمى داراى اهميت ناچيزى است چون بيش از ۷۰% آب قابل استفاده در پتانسيل ۵- بار از خاک خارج شده است. همچنين مقدار آب قابل استفاده در بين۱۵- تا ۳۰- بار بسيار ناچيز است.

درصد رطوبت قابل استفاده برای گیاه در خاک لومی در پتانسیل‌های متفاوت آب خاک. در این خاک ۵۰ ، ۷۵ و ۹۰ درصد آب قابل استفاده به‌ترتیب در پتانسیل‌های ۳- ، ۵- و ۱۰- بار در خاک نگهداری می‌شود.

جذب و حرکت آب

در مقايسه با گياهان يا خاک، هوا معمولاًً داراى پتانسيل آب بسيار کمى مى‌باشد. چون يک برگ زنده معمولاً داراى پتانسيل آب بيش از ۱۵- بار مى‌باشد، بنابراين يک اختلاف انرژى زيادى بين هوا و برگ وجود دارد که موجب استمرار حرکت آب به‌صورت بخار از برگ به هوا مى‌گردد. وقتى اتلاف آب از گياه صورت نمى‌گيرد مثلاً در شب پتانسيل آب گياه يا پتانسيل آب خاک به‌حالت تعادل نزديک مى‌شوند. اگر روزنه‌ها باز باشند، اتلاف آب از برگ‌ها به‌طور مستمر ادامه دارد و موجب مى‌شود که پتانسيل آب برگ نسبت به پتانسيل آب دمبرگ کاهش مى‌يابد. چون آب از محل پتانسيل زياد به کم حرکت مى‌کند لذا از دمبرگ به برگ جريان مى‌يابد. اين جريان آب پتانسيل آب، دمبرگ را که در حالت تعادل با پتانسيل آب ساقه مى‌باشد، کاهش مى‌دهد و لذا آب از ساقه به طرف دمبرگ جريان مى‌يابد. اين اختلاف انرژى تا ريشه و خاک نيز ادامه دارد. به‌عبات ديگر در سيستم انتقال آب از خاک به ريشه يک اختلاف پتانسيل به‌وجود مى‌آيد. سرعت جذب آب و حرکت آن در داخل گياه بستگى به محتوى رطوبت خاک، تماس ريشه و خاک، مقاومت‌هاى گياه و خاک در برابر جريان آب و اختلاف پتانسيل آب موجود دارد.

در شکل A تغييرات پتانسيل آب در سيستم خاک و گياه در يک دوره پنج روزه بدون آبيارى به‌صورت يک نمودار نشان داده شده است. پس از آنکه آب به خاک اضافه مى‌شود و آب ثقلى از خاک خارج مى‌گردد پتانسيل آب خاک تقريباً ۳/۰- بار مى‌باشد. در شب روزنه‌ها بسته هستند و لذا آب از خاک به داخل گياه حرکت مى‌کند و تعادلى بين پتانسيل آب خاک و گياه به‌وجود مى‌آيد. در طول روز، روزنه‌ها باز هستند و عمل تعرق صورت مى‌گيرد. با اتلاف آب از برگ پتانسيل آب برگ کاهش مى‌يابد و يک اختلاف پتانسيل آغاز مى‌گردد. اين امر اختلاف انرژى لازم براى حرکت آب از خاک که به‌منظور جايگزينى آب تلف شده از برگ انجام مى‌شود را تأمين مى‌نمايد. در شب روزنه‌ها بسته مى‌شوند و تعرق تا حد نزديک به صفر کاهش مى‌يابد. با اين وجود آب به‌طور مستمر در سيستم جريان خواهد يافت تا اينکه پتانسيل آب خاک کمتر مى‌شود و پتانسيل برگ هم نسبتاً کاهش مى‌يابد و يک اختلاف پتانسيل براى دامنهٔ جذب آب به‌وجود مى‌آيد، پتانسيل آب برگ در روز چهارم شکل تغييرات پتانسيل آب اتمسفرى نسبت به تغيير رطوبت نسبى در ۲۵ درجه سانتى‌گراد) تا ۱۵ بار کاهش يافته و تقريباً در همين نقطه باقى مى‌ماند. اين امر نشان‌دهنده آن است که در اثر بسته شدن روزنه‌ها تعرق کاهش يافته است.

اين وضعيت معمولاً با پژمردگى موقت برگ توأم است. در روز پنجم پتانسيل آب برگ، ريشه و خاک به زير ۱۵ بار کاهش مى‌يابد. اين کاهش نشان مى‌هد که آب قابل استفاده براى گياه به اندازه‌اى نيست که مانع پژمردگى گياه شود و بهبود مجدد گياه بدون افزودن آب به خاک ممکن نيست. سقوط رطوبت خاک به درصد پژمردگى دائمى در طى ۵ روز نشان‌دهنده آن است که حجم محدودى از کل خاک در تماس نزديک با سيستم ريشه است. در شرايط مزرعه حجم خاک در تماس با ريشه هر گياه غالباً بيشتر از اين مى‌باشد و لذا محتوى آب بسيار کندتر کاهش مى‌يابد. در اين شرايط درحالى‌که ريشه‌ها رطوبت يک ناحيه از خاک را تخليه مى‌‌نمايند، در عين حال در نقاط جديدى از خاک گسترش مى‌يابند که داراى پتانسيل آب بيشترى هستند. بدين ترتيب، گياه داراى پتانسيل آب بيشترى در مقايسه با پتانسيل متوسط خاک مى‌باشد. البته وقتى حجم خاک مرطوب کاهش مى‌يابد، گياه نياز به اختلاف پتانسيل آب بيشترى دارد، تا ريشهٔ آن بتواند آب مورد نياز تعرق را تأمين نمايد. اين فرآيند در شرايط مزرعه به‌طور تدريجى صورت مى‌گيرد و ممکن است تا چند هفته بسته به بافت‌هاى متوسط تا سبک طول بکشد. اين شرايط موجب مى‌شود که گياه نسبت به پتانسيل‌هاى پائين‌تر آب سازگار شود. در شرايطى که حجم خاک در تماس با ريشه محدود است تغييرات پتانسيل آب سريع بوده و گياه شانس کمترى براى سازگارى با پتانسيل‌هاى پائين‌تر خواهد داشت.

ل A- تغيرات پتانسيل آب اتمسفرى نسبت به تغيير رطوبت نسبى در ۲۵ ° c

تبخير و تعرق (Evapotransopiration)

مجموع آبى را که در مزرعه از طريق تبخير از سطح خاک و تعرق از گياه، از دست مى‌رود تبخير و تعرق (ET)، مى‌نامند. تبخير يک فرآيند وابسته به انرژى است که متضمن تغيير از حالت مايع به بخار مى‌باشد. شدت تعريق تابع اختلاف فشار بخار، مقاومت در برابر جريان آب، و توانائى گياه و خاک از نظر انتقال آب به جايگاه تعرق مى‌باشد. تعرق عمدتاً نيروى محرکه جهت به جريان انداختن آب جذب شده در گياه را، على‌رغم وجود نيروى ثقل و مقاومت‌هاى اصطکاکى موجود در مسير آب، تأمين مى‌کند. سرعت جذب آب عمدتاً توسط شدت تعرق تعيين مى‌شود. فشار ريشه و جذب فعال آب نقش ناچيزى در جذب آب ايفاء مى‌نمايند و وقتى اين مکانيزم‌ها مشخص مى‌شوند که تعرق کم باشد و يا متوقف شده است.

عوامل محيطى مؤثر بر تبخير و تعرق

اتلاف آب از گياه توسط عوامل گياهى و محيطى تعيين مى‌شود. اثر عوامل محيطى روى تبخير و تعرق به‌نام نياز اتمسفرى (Atmospheric demand)، يا نياز تبخيرى (Evaporatory demand)، ناميده مى‌شود. هرقدر نياز اتمسفرى بيشتر باشد، آب با سرعت بيشترى از يک سطح آزاد مى‌تواند تبخير شود. عوامل زير روى نياز اتمسفرى تأثير مى‌گذارند:

۱. تشعشع خورشيد. از ميزان تشعشعى که توسط برگ جذب مى‌شود حدود ۱ تا ۵% آن صرف فتوسنتز مى‌شود و حدود ۷۵تا ۸۵% آن به مصرف گرم کردن برگ و تعرق مى‌رسد. افزايش تشعشع خورشيد موجب افزايش نياز اتمسفرى مى‌گردد.

۲. درجه حرارت. افزايش درجه حرارت ظرفيت پذيرش آب توسط هوا را افزايش مى‌دهد شکل اثرات باد بر تعرق و ساختمان روزنه‌ها.

۳. رطوبت نسبي. هر چه محتوى آب هوا بيشتر باشد پتانسيل آب هوا بيشتر است. اين بدين معنى است که نياز اتمسفرى با افزايش رطوبت نسبى کاهش مى‌يابد. شکل‌هاى تغييرات پتانسيل آب اتمسفرى نسبت به تغيير رطوبت نسبى در ۲۵ درجه سانتى‌گراد و تأثيرات درجه حرارت برروى ظرفيت نگهدارى آب در هوا.

تأثيرات درجه حرارت بر روى ظرفيت نگهدارى آب در هوا. اگر هوا داراى ظرفيت نسبى ۵۰% و درجه حرارت ۴۳ سانتى‌گراد باشد و سپس تا حد نقطه شبنم يا زير ۳۰ درجه سانتى‌گراد سرد شود در اين حالت نمى‌تواند به اندازه ۴۳ درجه سانتى‌گراد رطوبت در خود نگه دارد چون آب زيادى متراکم مى‌شود.

انتشار آب از شکاف روزنه. وقتی جریان متلاطمی در سطح خارجی برگ وجود ندارد یک شیب انتشار به‌وجود می‌آید که تعرق را کاهش می‌دهد.

اثرات باد بر تعرق و ساختمان روزنه‌ها. وقتى شکاف روزنه تنگ است اختلاف بين هواى آرام و متلاطم کمتر از زمانى است که شکاف روزنه‌ها زياد است (اقتباس از بانجي، ۱۹۶۳).

اقليم‌شناسان نياز اتمسفرى را با تعيين مقدار تبخير از تشتک تبخير اندازه‌گيرى مى‌کنند. حداکثر نياز اتمسفرى در زمانى از سال اتفاق مى‌افتد که تشعشع خورشيد درجه حرارت در حداکثر مقدار خود قرار دارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 11:37  توسط معصومه کریمی  | 

خواص چای ریحان

ریحان

رفع بی ‌اشتهایی، درمان اسهال، نفخ و زخم معده از خواص برجسته چای معطر ریحان است.

 

ریحان گیاهی است معطر که ارتفاع آن به 20 تا 60 سانتی ‌متر می ‌رسد.

برگ ‌های این گیاه، بیضی شکل و ساقه آن دارای کرک است و گل ‌های آن، به رنگ سفید یا مایل به قرمز است.

 

در بسیاری از نقاط برای تهیه غذا، از این گیاه معطر استفاده ‌های فراوانی می ‌شود.

بهترین شرایط آب و هوایی برای این گیاه، آب و هوای گرم و آفتابی است.

 

ریحان سرشار از ویتامین K، آهن، کلسیم و دیگر مواد مغذی است و دارای خواص آرام‌ بخش، ادرارآور و ضدعفونی کننده می ‌باشد.

در اکثر نقاط دنیا، از ریحان برای درمان مشکلات شکمی و تنفسی استفاده می‌ شود.

چای ریحان

طرز تهیه چای ریحان

یک یا 2 قاشق ریحان خرد شده را درون یک فنجان آب جوش بریزید و چند دقیقه صبر کنید تا خوب دم بکشد و پس از هر وعده غذایی 2 یا 3 فنجان از آن را میل کنید.

 

خواص درمانی ریحان

* درمان دردهای روده ‌ای

* درمان نفخ و زخم معده

* رفع بی‌ اشتهایی

* درمان عفونت ‌های ادراری

* درمان اسهال

* رفع بی‌ خوابی

* به عنوان دهان ‌شویه برای رفع التهابات و زخم‌ های دهانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 11:28  توسط معصومه کریمی  | 

خواص چای زعفران

چای زعفران

زعفران گیاهی است بومی اروپا و آسیا که اغلب به صورت خشک شده به عنوان ادویه و دم کرده استفاده می شود. همان طور که همه ی شما خوب می دانید این ادویه خیلی هم گران است. دلیل آن هم این است که حدود 400 هزار کلاله ی گیاه زعفران، تنها یک کیلوگرم از این ادویه را در اختیار ما قرار می دهد.

اگر چه زعفران اخیراً به دلیل گران بودن و آگاهی و شناخت مردم از دیگر گیاهان دارویی که علاوه بر این که خواص خوبی دارند و به اندازه ی زعفران هم گران نیستند، محبوبیت قبلی خود را از دست داده اما به هر حال این گیاه دارای خواص درمانی متعددی است که در ادامه برخی از آن ها را ذکر می کنم.

کاهش درد قاعدگی:

در سال های گذشته، زعفران به عنوان یک محرک برای تحرک قاعدگی در زنانی که عادت ماهیانه ی منظمی نداشتند، استفاده می شد. دم کرده ی گیاه زعفران هم چنین برای کاهش خون ریزی رحم، تسهیل خونریزی و کاهش درد ناشی از قاعدگی به کار برده می شود.

البته این چای نباید توسط زنان باردار مصرف شود چرا که در تعدادی از تحقیقات دیده شده است که موجب سقط خود به خودی جنین می شود.

چای زعفران

ضد افسردگی:

چای زعفران برای درمان افسردگی نیز استفاده می شود. گزارش شده است که دریافت مقدار زیادی از دم کرده و یا ادویه ی زعفران موجب احساس شادی و خوشحالی می شود.

پیشگیری از سرطان:

زعفران حاوی کاروتنوئیدها است و بر طبق یافته های علمی، این کاروتنوئیدها ایجاد واکنش های مختلفی در برابر کارسینومای سرطانی، توده های بدخیم سرطانی (سارکوما) و لوکمی در انسان ها می کنند.

سلامت قلب:

بر طبق مطالعات انجام شده، گزارش شده است که چای زعفران از تجمع کلسترول در رگ ها جلوگیری می کند و به این ترتیب از بیماری های قلبی جلوگیری می کند.

تسکین دردهای شکمی:

دم کرده ی زعفران برای دردهای متوسط تا شدید شکمی و قسمت فوقانی شکم موثر است. همچنین دردهای غشای روده ی بزرگ را نیز آرام می کند.

چای زعفران

کاهش فشار خون:

دم کرده ی زعفران حاوی موادی است که به آن کروستین می گویند که فشار خون را پایین می آورد. به همین دلیل زعفران به پیشگیری از افزایش فشار خون کمک می کند.

خلط آور:

دم کرده ی زعفران موجب تحریک استفراغ و سرفه به منظور تسکین درد سینه، گلو و معده می شود.

 

فواید دیگر:

چای زعفران برای درمان بسیاری از بیماری ها مانند آسم، سرفه، خشکی پوست، حمله عصبی، گاز معده، سوزش سردل، بی خوابی و انزال زود رس مفید است.

از دیگر فواید زعفران این است که موجب رشد موها ی پشت سر به صورت موضعی می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 11:26  توسط معصومه کریمی  | 
هوش در گیاهان
یکی از تفاوت‌‌های آشکار بین ما جانوران و خویشاوندان سبز رنگ دورمان، یعنی گیاهان، میزان جنبش و جابه‌جایی ماست. ما پذیرفته‌ایم که هوش را از روی کارها بسنجیم، زیرا کارهایی که انجام می‌دهیم نشان می‌دهند که در مغز ما چه می‌گذرد. بنابراین، چون گیاهان خاموش و بی ‌جنبش به چشم می‌آیند و در یک جا ریشه دوانده‌‌اند، زیاد تیز هوش و زرنگ به نظر نمی‌رسند. اما گیاهان نیز جنبش دارند و به برانگیزاننده‌های پیرامون خود پاسخ می دهند.
گیاهان با حساسیت چشمگیری دست کم 15 متغیر محیطی گوناگون را پیوسته بررسی می‌کنند. آن‌ها می‌توانند این پیام های ورودی را پردازش کنند و با کمک دسته‌ای از مولکول‌ها و راه‌های پیام ‌رسانی، خود را برای پاسخ درست آماده سازند. بنابراین، توان محاسبه‌ گری گیاهان بی‌مغز شاید به اندازه‌ی بسیاری از جانوران با مغزی باشد که می‌شناسسیم.
ساقه‌ی در حال رشد می‌تواند با کمک پرتوهای قرمز دور(مادن قرمز)، نزدیک‌ترین همسایه‌های رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای‌ آن‌ها را پیش‌بینی کند و اگر لازم باشد، به شیوه‌ای از رخ‌دادن آن پیامدها پیش‌گیری کند. برای مثال، هنگامی که همسایه‌های رقیب به نخل استیلت (Stilt) نزدیک می شوند همه‌ی گیاه به سادگی جابه‌جا می‌شود. ریزوم برخی گیاهان علفی با رشد کردن به سوی بخش بدون رقیب و یا سرشار از مواد غذایی، جای زندگی خود را بر می‌گزیند. سس که نوعی گیاه انگل است، طی یک یا دو ساعت پس از نخستین برخوردش با گیاه میزبان، توانایی بهره‌برداری از آن را می‌سنجد. خلاصه، گیاهان می‌توانند ببینند، بچشند، لمس کنند، بشنوند و ببویند.
در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، با گوشه‌هایی از رفتارهای هوشمند گیاهان و سازوکار چگونگی رخ دادن آن‌ها آشنا می‌شویم.
دوری از سایه
ساقه‌ی در حال رشد می‌تواند با کمک نور قرمز دور، نزدیک‌ترین همسایه‌های رقیب خود را حس کند و پیامد کارهای‌ آن‌ها را پیش‌بینی کند و اگر نیاز باشد، به شیوه‌ای از رخ‌دادن آن پیامدها پیش‌گیری کند. این فرایندها را مولکول‌هایی به نام فیتوکروم میانجی‌‌گری می‌کنند. فیتوکروم‌ها، گیرنده‌ها و حسگرهای نور در گیاهان هستند.
هر فیتوکروم از یک بخش دریافت‌کننده‌ی نور و یک بخش دگرگون‌کنند‌ی پیام تشکیل شده است. بخش دریافت‌کننده‌ی نور ساختمان تتراپیرولی دارد و از راه اسید آمینه‌ی سیستئین به بخش دگرگون‌کننده‌ که گونه‌ای پروتئین است، پیوند می‌شود. فیتوکروم در پاسخ به طول موج‌های گوناگون نور، به شکل کارا و ناکارا درمی‌آید. شکل ناکارا (Pr) پس از جذب فوتون‌های قرمز به شکل کارا (Pfr) در می‌آید. Pfr که فوتون‌های قرمز دور (مادون قرمز) را بهتر دریافت می‌کند، در پاسخ به این طول موج‌ها به Pr دگرگونه می‌شود.
ساز و کار فیتوکروم
در نور خورشید، نسبت نور قرمز به قرمز دور نزدیک 2/1 است. اما در یک جامعه‌‌ی گیاهی این اندازه کاهش می‌یابد، زیرا رنگیزه‌های فتوسنتزی، از جمله کلروفیل، نور قرمز را جذب می‌کنند. تغییر در نسبت نور قرمز به مادون قرمز شاخص قابل اطمینانی برای ارزیابی نزدیکی گیاهان رقیب است. در جامعه‌های فشرده پرتوهای قرمز دوری که از برگ‌های گیاهان بازتاب می‌یابند یا پراکنده می‌شوند، پیام روشن و منحصر به فردی است که از نزدیکی رقیبان آگاهی می‌دهد. پس از درک نسبت پا یینی از نور قرمز به قرمز دور، گیاهی که از سایه دوری می‌گزنید (گیاه آ فتاب پسند) بر رشد طولی خود می‌افزاید و اگر ترفنندهایش کارگر افتند، جنبه‌های دیگر پاسخ دوری از سایه باعث شتاب گرفتن گلدهی و تولید پیش از زمان دانه می‌شوند تا بخت ماندگاری افزایش یابد.
دانشمندان در آزمایشی گروهی از گیاهان را زیر فیلتری پرورش دادند که نسبت نور قرمز به قرمز دور را کاهش می‌داد و بنابراین، پاسخ دوری از سایه را بر می ‌انگیخت. این گیاهان نسبت به گیاهانی که زیر نور کامل خورشید می‌روییدند، رشد طولی بیش‌تری پیدا کردند. البته، اندازه‌ی رشد طولی به اندازه‌ی آفتاب‌پسندی گیاه ارتباط دارد. گیاهان صحرایی نسبت به گیاهانی که به طور معمول در سایه‌ی درختان چنگل می‌رونید، رشد طولی بیش‌تری پیدا کردند.
فیتوکروم‌ها اغلب فعالیت پروتئین‌کنیازی را از خو د نشان می‌دهند. این مولکول‌ها با پیوند زدن گروه‌های فسفات به پروتئین ها، فعالیت آن‌ها را تغییر می‌دهند. بر این اساس، آن‌ها با تغییر فعالیت پروتئین‌هایی که در تنظیم ژن‌ها دخالت دارند، بر فعالیت آن‌ها تاثیر می‌گذارند. ژن‌های زیادی در گیاهان شناخته شده‌اند که از راه فیتوکروم در پاسخ به نور تنظیم می‌شوند. البته، فیتوکروم‌ها بخشی از پاسخ‌های زیستی را از راه تغییرهایی در تعادل یون‌ها در سلول پدید می‌آورند. به هر حال، تکامل فیتوکروم‌ها توان درک نسبت نور قرمز به قرمز دور، در نهاندانگان رشد چشمگیری پیدا کرده است. سرخس‌ها و خزنده‌ها به طور معمول با واکنش‌های بردباری به سایه، به انبوهی جامعه گیاهی پاسخ می‌دهند. بازدانگان تا اندازه‌ای واکنش‌های دوری از سایه را نشان می‌دهند. شاید تکامل توان شناسایی پیام‌های نوری که از گیاهان پیرامون بازتاب می‌یابد، برای پیشرفت نهاندانگان تا وضعیت کنونی که در فرمانروی گیاهان حرف اول را میزنند، سرنو شت‌ساز بوده است. اگر فیتوکروم ها نبودند هنوز هم گیاهان دوران کربونیفر ما را در بر گرفته بودند.
فیتوکروم‌ها در آغاز در نیاکان پروکاریوتی گیاهان امروزی به وجود آمدند. به نظر می‌رسد در آن‌ها به صورت حسگرهای نور کار می‌کردند. شاید توانایی بی‌نظیر فیتوکروم ‌ها در دگرگونه شدن به شکل‌های کارا و ناکارا در پاسخ به کیفیت نور، در پروکاریوت‌های آغازین اهمیت کارکردی زیادی نداشته است، اما این ویژگی طی تکامل گیاهان خشکی، گزینش و اصلاح شده و به صورت حسگر پیچیده‌ای در آمده است که اهمیت آن با اهمیت بینایی در جانوران برابری می کند. به عبارت دیگر، شاید بتوان فیتوکروم‌ها را چشم‌های گیاهان به شمار آورد.
فرار از سایه
گیاهان برای دوری از چتر سایه‌انداز همسایگان خود، می‌توانند به کارهای چشم‌گیرتری دست بزنند. برای مثال، نخل استیلت (Socratea exorthiza) ساقه‌ای دارد که مانند شخصی که عصا زیر بغل دارد، بر ریشه‌های عصا مانند گیاه تکیه دارد و اغلب نیز به طور مستقیم با زمین تماس ندارد. نام معمولی این گیاه نیز به همین ویژگی اشاره دارد. (واژه استیلت به معنای پایه و تکیه گاه است.) از این رو، این گیاه استوایی را می‌توان نخل پایه‌دار نامید. هنگامی که همسایگان نخل پایه‌دار بر میزان نور دریافتی گیاه تاثیر می‌گذارند یا به منبع غذایی آن دست ‌درازی می‌کنند، نخل فرار را برقرار تریجح می‌دهد و همه‌ی گیاه به جایی جابه‌جا می شود که بسیار آفتابی است. برای این جابه جایی ریشه های تکیه گاهی جدید به سوی جای آفتابی رشد می‌کنند و ریشه‌های طرف سایه‌انداز شده,،آرام‌آرام می‌میرند. در این رفتار گیاه، به خوبی هدف‌دار کار کردن را می‌بینیم.
در جست و جوی غذا
گیاهان در جست و جوی مواد غذایی می توانند خاک پیرامون خود را ارزیابی کنند و به جاهایی سر بکشند که بهترین چیزها در آن جا یافت می‌شوند. دانشمندان به تازگی برای گیاهان آزمون‌های هوشی را سامان داده‌اند که به کمک آن‌ها می‌توان دریافت گیاهان در کندوکاو پرامون‌شان تا چه اندازه‌ای خردمندانه کار می‌کنند. آنان با کاشتن گیاهان در خاک ناهمگون، یعنی خاکی که قطعه‌های آن از نظر کیفیت مواد غذایی با هم تفاوت دارند، هوش گیاهان را می‌سنجد.
پیچک باغی (Glechoma hederace) توجه گیاه‌شناسان را به خود جلب کرده است. این گیاه همان طور که روی زمین می خزد، در دو بعد رشد می کند. هر جا که مناسب باشد، از ساقه زیر زمینی آن ریشه‌هایی به سوی زمین و ساقه‌هایی به سوی بالا پدید می‌آیند. وقتی گیاه در خاک مرغوبی قرار گیرد، انشعاب و شاخ و برگ بیش‌تری تولید می کند. هم‌چنین، توده‌هایی از ریشه پدید می‌آورد تا با سرعت بیش‌تری از خاک قطعه‌ای که در آن می‌روید، بهره برداری کند. اما هنگامی که این گیاه خزنده در قطعه‌ی فقیرتری قرار می‌گیرد، با سرعت بیش‌تری گسترش خود را به بیرون از آن قطعه‌، پیش می‌برد تا به هر گونه‌ای از آن ‌جا فرار کند. در این حالت، ساقه‌ی زیر زمینی گیاه نازک‌تر است و انعشاب کم‌تری دارد.
این تغییر در الگوی رشد باعث می شود، ساقه‌های هوایی جدید دورتر از گیاه والد شکل گیرند و در محیط تازه‌ای به جست و جوی مواد غذایی بپردازند. البته، میزان رشد فقط با کیفیت مطلق یک قطعه ارتباط ندارد، بلکه میزان مرغوبیت آن در مقایسه با قطعه‌های پیراون نیز برای گیاه مهم است. در واقع، گیاه قطعه‌ای را به عنوان قطعه‌ی مرغوب شناسایی می‌کند که دست کم دو برابر سرشار تر از قطعه‌های پیرامون باشد. اما پیش از این پاسخ‌های هوشمندانه، گیاه باید بتواند کیفیت قطعه‌ای را که در آن می‌روید بسنجد.
دو پژوهشگر انگلیسی ژنی را در گیاه رشادی (Arabidopsis) کشف کرده‌اند که به ریشه‌ها این توانایی را می‌دهند که برای پیدا کردن قطعه‌های سرشار از نیترات و نمک‌های آمونیوم، خاک را بچشد. فراورده‌ی این ژن به ریشه‌ها امکان می‌دهد به جای جست و جوی تصادفی و پر هزینه، به سوی مواد غذایی رشد کنند. این دو پژوهشگر برای شناسایی ژن‌هایی که ممکن است در این کار دخالت داشته باشند، جهش یافته‌های گوناگونی از رشادی را پرورش دادند تا سرانجام جهش یافته‌ای را پیدا کردند که نمی‌توانست با توسعه‌ی ریشه‌های جانبی از ریشه‌های اصلی، به جست و جوی نیترات بپردازد. به این ترتیب آنان ژنی را کشف کردند که برای شناسایی نیترات ضروری است.
چشایی در گیاهان
ریشه‌های گیاهان می‌توانند رفتارهای هوشمندانه‌تری نیز از خود بروز دهند. در دانشگاه تگزاس، استنلی روکس و کولین توماس آنزیمی به نام آپیراز را بر سطح ریشه‌ها کشف کردند که به آن‌ها توانایی می‌دهد در جست و جوی ATP تولید شده از سوی میکروب‌های خاک، قطعه‌های گوناگون خاک را مزه مزه کنند. آپیراز به صورت پروتئینی متصل به غشا تولید می‌شود که بخش دارای فعالیت کاتالیزوری آن به سوی بیرون سلول است. این آنزیم با فعالیت آبکافتی خود فسفات گاما و بتا را از مولکلول ATP یا ADP جدا می کند. گیاهان به کمک این آنزیم بخشی از فسفات معدنی لازم برای رشد خود را به دست می‌آورند. این دو پژوهشگر در آزمایشی نشان دادند، گیاهان تراژنی که مقدار زیادی آپیراز تولید می‌کردند، نسبت به گیاهان دیگر، رشد بیش تری داشتند.
مکنده‌های گیاه سس (Cuscuta) نیز برای غارت بهترین گیاه میزبان از حس چشایی بهره می‌گیرند. این گیاه که توان فتوسنتز کردن ندارد، به گرد ساقه‌های میزبان می پیچد و برای به دست آوردن مواد غذایی و آب، ساختارهای مکنده خود را درون آن‌ها فرو می‌کند. هوش این انگل گیاهی در ارزیابی مقدار انرژی که می‌توان از میزبان به دست آورد و مقدار انرژی که برای بهره برداری از آن باید صرف شود، به کمک گیاه می‌آید.
از لحظه برخورد انگل با گیاه میزبان تا آغاز گرد آوری مواد غذایی از آن، نزدیک 4 روز است. این زمان برای ارزیابی میزان پرباری میزبان و تصمیم گیری برای تولید پیچ‌ های کم تر یا بیش تر به دور آن، کافی است. پیچ‌های بیش‌تر به تولید مکنده‌های بیش‌تر و در نتیجه بهره برداری بیش تر از میزبان می‌انجامند. اما اگر میزبان پربار نباشد تولید پیچ‌های بیش‌تر نوعی هدر دادن انرژی به شمار می ‌آید.
در دهه 1990 کولین کلی نشان داد راهبردهایی که گیاه سس برای جست و جوی بهترین میزبان به کار می‌گیرد، با مدل‌های ریاضی که برای توضیح جنبه‌های اقتصادی جست و جوی غذا در جانوران ابداع شده بودند، هماهنگی دارند. بنابراین، سس ممکن است زرنگ‌ترین شکارچی پیرامون ما نباشد، اما در جست و جوی شکار به خوبی جانورانی که می شناسیم، کار می کند.
لامسه در گیاهان
گیاهان گوشتخوار از جمله گیاه دیونه (Dionea muscipula) با سرعت شگفت‌آوری به برخورد حشره‌ها با کرک‌های حساس روی برگ‌هایشان پاسخ می‌دهند. با واکنش گل قهر (Mimosa pudica) به کوچک‌ترین برخورد آشنا هستید. اما این گیاهان، تنها گیاهانی نیستند که می‌توانند برخورد را درک کنند. آن‌ها نسبت به دیگر گیاهان، فقط لامسه نیرومند‌تری دارند.
گیاهان معمولی برای پاسخ دادن به کشیدهای باد به لامسه نیاز دارند. باد می‌تواند بر میزان شاخ و برگ در گیاهان اثر منفی داشته باشد. از این رو، گیاهان می‌کوشند با تقویت بافت‌های بخش‌هایی که به نوسان در می‌آیند، در برابر باد پایداری کنند. البته، هزینه کردن انرژی برای بافت‌ها ممکن است کشاورزان را نگران کند. در یک آزمایش مشاهده شد وقتی گیاه ذرت هر روز به مدت 30 ثانیه تکان داده شود، میزان محصول تا 30 الی 40 درصد کاهش می‌یابد.
پژوهشگران می‌خواهند بدانند چگونه پیام لمس، بافت‌های محکم‌تری تولید می‌کند. بیش‌تر پژوهش‌های کنونی روی کلسیم متمرکز شده است. هنگامی که گیاهان به سویی کشیده می‌شوند، یون‌های کلسسیم از واکوئل‌ها به درون سیتوزول جریان پیدا می‌کنند. بیرون رفتن این یون‌ها ، که تنها یک دهم ثانیه به درازا می کشد، به فعال شدن ژن‌هایی می‌انجامد که با تقویت دیواره‌ی سلول ارتباط دارند. تاکنون پنج ژن از این ژن‌های لامسه (TCH) شناسایی شده‌اند. یکی از این ژن ها، رمز ساختن پروتئین کالمودولین را در خود دارد که حسگر اصلی کلسیم در گیاهان و جانوران است. در سال 1995 جانت برام چهارمین ژن لامسه (TCH4) را کشف کرد که آنزیمی به نام زیلوگلوکان اندوترانس گیکوزیلاز را رمز می‌دهد. این آنزیم روی دیواره‌ی سلولی گیاهان اثر می‌گذارد و با تغییرهایی که در اجزای اصلی سازنده‌ی آن‌ها پدید می‌آورد، بر قدرت و استحکام آن‌ها می‌افزاید
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 19:39  توسط معصومه کریمی  | 

كد بارش قلب